محمد تقي جعفري
215
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نظر به فاسدتر بودن جنگ و پيكارى كه جان و شخصيت را در معرض نابودى قرار مىدهد ، منتفى كردهام ، يعنى با استفاده از آن قدرت قانونى كه مذهب و مقررات انسانى به من داده است ، عامل فساد را نابود ساختهام ، چنان كه با وسايل آتش نشانى كتابخانه را از سوختن نجات مىدهم . از اين بحث روشن مىشود كه دروغ براى مرتفع ساختن فساد ، نبايستى از وظيفهء قانونى خود تجاوز نموده ، براى جلب نفع و يا دفع آن آسيب شخصى كه عدالت براى من ببار آورده است ، به كار برده شود . جز اين مورد خاصّ كه بيان كرديم ، قانون عمومى انسانى صدق و دورى از دروغگويى است . كسى كه از اين قانون تعدى مىكند ، بطور قطع شخصيت ندارد و كسى كه شخصيت ندارد ، انسان - نمايى است كه همواره مشغول تباه ساختن خود و ديگران مىباشد . با اين توصيفى كه در بارهء راست و دروغ گفتيم ، پاسخ اين سؤال را كه آيا على بن ابي طالب ( ع ) در گفتار و كردارش صادق است از همهء تواريخ و از دشمن و دوست و از آشنا و بيگانه مىشنويم كه على ( ع ) صادق و رستگار است . پاسخ اين سؤال را از مورد ديگرى هم مىتوانيم دريافت كنيم ، اين مورد قدرت بىنظير و حساس شخصيت على بن ابي طالب ( ع ) است ، قدرتى كه كمترين دروغ و انحراف از واقعيات در يك لحظه تباهش مىكند . اين يك قانون كلى است كه هر اندازه شخصيت و قدرت و حساسيت آن ، كه از مطلق درونى آبيارى شود ، يك هزار ميلياردم واحد انحرافى كه اشخاص معمولى را متزلزل نمىكند ، آن شخصيت را تباه مىسازد . به ياد داريم كه صاحبنظران تاريخ چگونه در بارهء قدرت و حساسيت شخصيت على ( ع ) و آبيارى شدن آن دو از مطلق والاى روحى او ، داد سخن دادهاند . 3 - « فَوَ الله الَّذى لا إله الَّا هُوَ انىّ لَعَلى جادَّةِ الحَقِّ » ( 1 ) . ( سوگند بخدايى كه جز او خدايى نيست ، من در جادهء حق قدم برميدارم ) .
--> ( 1 ) ط 196 ج 2 ص 197 .